سکوت سرشار از ناگفته ها است که گفتنش آتش و نگفتنش غم
برچسب:
نویسنده: کسری کاظمیان
چند روزی هست که دائما اسمش در ذهنم تکرار می شود! برای چی!؟ چرا!؟ سوال هایی است که بعد از آمدن اسمش تو ذهنم از خودم می پرسم بعد چند لحظه مکث می کنم به خودم در آینه نگاه می کنم! یه تبسم می زنم! بعد به زمانی که گذشته فکر میکنم! بعد به جایی که هستم فکر می کنم! بعد به غرور شکسته ام! بعد سری تکان می دهم و چشم می بندم تا نبینم که با خودم چه کردم!
چرا!!!؟؟؟
...
برچسب:
نویسنده: کسری کاظمیان
برچسب:
نویسنده: کسری کاظمیان
برچسب:
نویسنده: کسری کاظمیان
جــایــی کـه ...
نـه حـــق ِ خــواسـتن داری !
نـه تــوانــایـی ِ فـــرامــوش کـــردن....!
برچسب:
نویسنده: کسری کاظمیان
من نه عاشق هستم و نه دنبال نگاهی که بلغزد بر من...
من خودم هستم و یک حس غریب ، که به صد عشق و هوس می ارزد...
برچسب:
نویسنده: کسری کاظمیان

برچسب:
نویسنده: کسری کاظمیان
برچسب:
نویسنده: کسری کاظمیان
برچسب:
نویسنده: کسری کاظمیان
باز من ماندم و حس هایی که خیلی وقت بود نداشتمشان و فراموش کرده بودمشان.
باز باید منتظر گذر زمان باشم، انتظاری تکراری و خسته کننده تا بار دیگر غبار بر روی حس هایم بنشیند.
برچسب:
نویسنده: کسری کاظمیان
برچسب:
نویسنده: کسری کاظمیان